Empty

Total: £0.00
Book

Jariyan-shenasi-ye Erfan-e Ebn Arabi dar Adab-e Farsi

جریان‌شناسی عرفان ابن‌عربی در ادب فارسی
Publisher: 
Author(s): 
Mehdi Heydari
Text Language: 
Persian
Volume: 
1 vol
Publication Year: 
2019
Total Pages: 
750
Dimensions: 
22 × 14 × 3.8 cm
Dewey Class: 
8fa0.938
Subject Tags: 
Mysticism
Literature
Literary Criticism
Historical Literature

Available format(s)

Hardback
(SKU: BPH754376)
600-339-090-5
6003390905
978-600-3390-90-4
9786003390904
Price:£69.00

عرفان گنجینه‌ای بی‌کران برای فرهنگ بشر است. بی‌شک این دستگاه ارزشمند در جغرافیا و تاریخ ایران ثمرات زیادی داشته که تمدن امروز به نتایج آن نیازی وافر دارد. عرفان اسلامی از آغاز تا به امروز تحولات زیادی را سپری کرده و ادوار مختلفی را پشت سرگذاشته است. در زمان‌های گوناگون، ظهور برخی اشخاص جریان‌ساز، موجب شکل‌گیری مکتب‌های متمایزی با مشخصات خاص خود شده که برخی از این مکاتب تأثیر گسترده‌ی مکانی و زمانی بر عارفان مسلمان در نواحی مختلف و قرون گوناگون برجای گذاشته است. یکی از مهم‌ترین این مکاتب، جریان عرفان ابن‌عربی است که از زمان ظهورش، تصوف اسلامی را تحت تأثیر قرار داد و همه‌ی جریان‌‌های پیشین را در مناطق اسلامی از جمله ایران تحت سیطره‌ی خویش گرفت. این مکتب، منسجم و در قالب زبان، ادب و فکری خاص در قرون متمادی و باز زیرشاخه‌های متفاوت به حیات خویش ادامه داده و ادیبان و عارفان معناگرا و صورتگرای ایرانی را به خود جذب کرده است.

با توجه به تأثیرپذیری برخی عارفان و ادیبان نامدار ایرانی از مکتب شیخ اکبر، بررسی و تحلیل عناصر عرفان محی‌الدین در آثار هر یک از آن‌ها به صورت مفصل ضروری است و با وجود چند رساله‌ی منفرد در این‌باره، هنوز جای بررسی دقیق در آثار ادیبان وحدت وجودی در ادب فارسی خالی به نظر می‌رسد. با این همه، نیاز به ترسیم طرحی کلی و جریان‌شناسانه و منطبق بر اصول فکری و ادبی از همه‌ی مؤلفان وحدت وجودی در ادب فارسی احساس می‌شود؛ طرحی که در عین جامعیت، جزئیات استعارات و اصطلاحات عرفان محیی‌الدین و تحولات آن‌ها و هم‌چنین کیفیت ارتباط زیرشاخه‌های این جریان‌ها را با یکدیگر و با جریان اصلی بررسی کند.

هدف اصلی در این کتاب، ترسیم اصول و فراز و نشیب‌های مکتب ابن‌عربی در حوزه‌ی زبان و ادبیات فارسی است. رواست که حدود و ثغور، نقطه‌ی ظهور، فراز و نشیب‌ها، چهره‌های اصلی و فرعی، اصول و زیرشاخه‌های این جریان مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد تا بتوان درباره‌ی بخش اعظمی از فرهنگ ایرانی اظهار نظر و ریشه‌ی افکار آن‌ها را واکاوی کرد. این کتاب به دنبال نشان دادن ارتباط ابن‌عربی با هر یک از شاعران و ادیبان ایرانی به صورت مستقل و منفرد نیست، بلکه درصدد آن است تا پیوستگی اعضای این مکتب را به عنوان یک جریان بررسی و عناصر مشترک و متفاوت آثار آن را تحلیل و سهم افکار ایرانی را در ابتکارات ادبی محیی‌الدینی مشخص کند.

این موضوع در حیطه‌ی ادبی مورد نظر ما به صورت مفصل و جریان‌شناسانه، پیشینه‌ای ندارد، هر چند محققان برجسته‌ای جسته و گریخته به ایرانیان متأثر از مکتب ابن‌عربی اشاره کرده‌اند. به‌عنوان مثال دکتر زرین‌کوب در دو کتاب «دنباله‌ی جستجو در تصوف ایران» و «ارزش میراث صوفیه»، دکتر شفیعی‌کدکنی در کتاب «زبان شعر در نثر صوفیه»، دکتر جهانگیری در بخش سوم از کتاب «محیی‌الدین ابن‌عربی»، دکتر نصر و ویلیام چیتیک در مقالات متعددی و نجیب مایل هروی در برخی از مقدمات آثار ابن‌عربی، بدین موضوع پرداخته‌اند که در این کتاب از این آثار استفاده شده است.

در اینجا مبحث ایرانیان متأثر از مکتب ابن‌عربی را به صورت سلسله‌وار، جریان‌شناسانه و به صورت گسترده مطرح و تغییر و تحول عناصر عرفان محیی‌الدینی با تفصیل بیشتر در آثار شاعران و نویسندگان پارسی‌زبان بررسی شده است. بررسی‌های پیش از این غالباً صبغۀ تاریخی داشته و تنها آشنایی کوتاهی با اسامی برخی شاعران و ادیبان متأثر از افکار ابن‌عربی ارائه می‌کند.

بدنه‌ی اصلی این پژوهش شامل دو بخش است. بخش نخست، جریان‌های موجود در ادبیات عرفانی ایران پیش از ظهور ابن‌عربی و نیز چگونگی ظهور مکتب ابن‌عربی بررسی شده است. در بخش دوم جریان‌های موجود در ادب عرفانی ایران پس از ظهور ابن‌عربی موردنظر است و تا زمان جامی پیش می‌رود که خود نقطه عطفی است. چه‌بسا در مطالب فصل‌های کتاب نوعی تکرار مشاهده شود اما از آنجا که هدف این نوشتار نشان دادن تحولات اصطلاحات و استعارات مکتب ابن‌عربی در ادبیات فارسی است، نویسنده در تحلیل نمونه‌های متفاوت و مشابه کاربرد این مفاهیم ناگزیر بود و دقت در این نمونه‌ها نتایج مهمی در چگونگی سیر عناصر عرفان محیی‌الدین در ادب فارسی دربردارد.

فصول کتاب بر مبنای تقسیم‌بندی جریان‌های ادب فارسی، به معناگرا و صورتگرا شکل گرفته و تحولات آن‌ها ارزیابی شده است. از آغاز تاریخ، بشر در جستجوی راه‌حلی برای رفع شکاف ظاهر و باطن یا صورت و معنا بوده است. در جامعه‌ی ما نیز گرایش مقطعی به یکی از دو طیف صورت و معنا یا جمع میان آن‌ها در شیوه‌های مختلف دیده می‌شود. می‌توان اظهار داشت که اگر چه تلاش جامی و همراهان او در جهت از بین بردن اخلاف مکاتب گذشته و جمع‌بندی تفکرات آنان درخور تقدیر است، اما این تلفیق‌گرایی شکاف میان صورت و معنا را به اعتدال نرسانده است. تلفیق میان عقل و شهود نیز در این دوران، موجب نوعی گسیختگی نظام فکری و به‌هم‌آمیختگی شده که وجوهی از خرافه‌گرایی و حتی جبراندیشی از دل آن تراوش کرده است. تلاش برای رفع تمایز میان وحدت و کثرت و صورت و معنا تبدیل به نوعی آمیختگی قواعد صوری و معنوی شده؛ بدین معنا که نگاه شاعران و عارفان ایرانی از این دوره به بعد، اغلب، نگاهی وحدت‌گرایانه به عالم کثرت بوده؛ نگاهی که همه‌ی اختلافات قابل توجه در تکثرات را نادیده می‌گرفت و با قواعد عالم وحدت در عالم کثرت پیش می‌رفت.