Empty

Total: £0.00
Book

Faraz va Forud-e Sheykh Khaz'al

فراز و فرود شیخ خزعل
Publisher: 
Author(s): 
Abdolnabi Qayyem
Text Language: 
Persian
Edition: 
2
Publication Year: 
2018
Total Pages: 
493
Size (cm): 
14.5 X 21.5
Dewey Class: 
955.0822045
Subject Tags: 
History
Biography
Qajar Era

Available format(s)

Softback
(SKU: BPS101336)
964-207-024-3
9642070243
978-964-207-024-4
9789642070244

Price:£29.00

Add to Wishlist

این کتاب، چگونگی به قدرت رسیدن شیخ خزعل، افزایش قدرت و سطوت او، همچنین روابط وی با مراکز قدرت و نیروهای اثر گذار محلی، منطقه‌ای و جهانی در عرصه تعاملات سیاسی را در ۱۴ فصل به تفصیل مورد کنکاش قرار داده‌است.

عبدالنبی قیم با مطالعه دقیق اسناد و کتاب‌های بسیاری کوشیده است تصویری دقیق از اوضاع اقتصادی و اجتماعی خوزستان این سال‌ها ارائه دهد. به این ترتیب ما روایت روی کارآمدن این اعجوبه قبیله‌ای را مرور خواهیم‌کرد که با مرگ پدر و به قتل رساندن برادر بزرگ‌تر به سوی قدرت خیز برمی‌دارد و در اندیشه نشستن بر اریکه سلطنت عراق است. وقوع انقلاب مشروطه در سال ۱۲۸۵ (۱۹۰۶ ه.ش)، کشف اولین چاه نفتی خاورمیانه در سال ۱۹۰۸، شعله‏‌ور شدن آتش جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴، اضمحلال و فروپاشی امپراتوری عثمانی‏، روی کار آمدن بلشویک‌ها و تشکیل اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۱۷ و سقوط خاندان قاجار و برآمدن رضاخان اتفاق‌های مهمی است که در دوره حکومت شیخ‌خزعل روی می‌دهد اما او پس از به دست گرفتن زمام امور آن‏چنان زیرکانه و حساب‏ شده عمل می‌کند که گاهی ‏وقت‏‌ها انگلیسی‏‌ها را مامور می‌کند تا از طرف او با مقامات دولت قاجار مذاکره کرده و به‏ جای وی چانه‌زنی کنند: شیخ خزعل در تابستان ۱۹۲۱، پیل کنسول‏ بریتانیا در اهواز را مامور کرد تا با قوام‏‌السلطنه نخست‏ وزیر درباره مالیات ‏معوقه مذاکره کند و قوام‏‌السلطنه را به قبول نظر شیخ متقاعد سازد.

شیوه سلوک شیخ‌خزعل در کتاب کاملا تشریح شده‌است که چگونه او پس از کنار زدن برادر در کاخ فیلیه به نوای گروه موزیک اختصاصی خود گوش می‌سپرد و با هدایا خرده‌گیران را به صف دوستان پیوند می‌زد. او در قصر خود را هم روی فرقه‌های سخت‌گیر و هم روی رقاصه‌ها و بت‌پرستان هندی باز گذاشته بود تا از هر یک در فرصت خود سود برد. او به مسیحیان کلدانی که بعد از کشتار معروف ارامنه به دست ‏عثمانی‏‌ها در اواخر قرن نوزدهم از سرزمین خود متواری شده بودند پناه و به آن‌ها اجازه داد تا در خرمشهر کلیسا بسازند و در اهواز کلیسا و مدرسه‏ خود را بنا نهند. از این‌رو به پاس این مساعدت، پاپ بنادیکوس پانزدهم در مراسم خاصی نشان «گریگوریس» را به شیخ‌خزعل عطا کرد... افتتاح لژ فراماسونری با کمک و مساعدت او بود و خزانه او روی خوانندگان زن هم باز بود، همچنان که این خزانه روی‏ نیکوکاران و صالحان فرقه‌های مختلف باز بود.

یکی از روش‌های شیخ‌خزعل این بود که کسی را از نزدیکان خویش با پول‌های گزاف به‏ تهران فرستاد و او را نگهبان دربار کرد که از هر پیشامدی استفاده کند و او با میرزاعلی اصغرخان اتابک و دیگر درباریان دوستی ‏می‌کرد و همیشه دل‏های آنان را با پیشکشی و پول می‏‌جست. نتیجه این‏ تدبیرها بود که بساط او در خرمشهر و شادگان از حکومت خوزستان جدا شد و یکسره با تهران سروکار داشت. گویا اتابک همیشه هوادار شیخ بود و بر پیشرفت کار او می‏کوشید، نیز شیخ دختر نظام‏‌السلطنه را گرفته بود که این زمان یکی از نزدیکان ‌شاه بود. همچنان دختر برادر شاه‌زاده عبدالحمید عین‌‏الدوله را به زنی داشت که از درباریان بسیار بزرگ بود. در سایه همراهی اینان کار شیخ روز به روز بالا می‏گرفت تا آنجا که به جای معزالسلطنه، لقب سردار اقدس، به او دادند و از درجه امیر تومانی به رتبه امیر نویانی بالایش بردند. علاوه بر آن به او القاب‏ نصرت‏الملک و سردار ارفع نیز داده بودند.

و اما در دیوان شیخ‌خزعل: شیخ‌خزعل در اداره‏ امور ایالت و ترسیم خطوط اصلی سیاست خویش‏ همانند حکام و پادشاهان آن دوره تصمیم‏ گیرنده نهایی بود و همه‏ مسائل ‏به او ختم می‌شد. به نظر می‌رسد بزرگان قبیله محسن و حتی بزرگان خاندان آلبوکاسب‏ هیچ‌گونه نقشی در تصمیم‏‌گیری یا اداره‏ امور نداشتند. برکناری شیخ کاسب‏ پسر ارشد خویش از ولیعهدی و گماردن فرزند دوم خود شیخ عبدالحمید به‏ جای او نشان از قدرت شیخ‌خزعل دارد... نحوه‏ اداره امور و ساماندهی کارها در دستگاه او همانند تمامی حکام و سلاطین مشرق‌زمین در آن دوره به شکل سنتی بود و از اداره امور به شکل ‏نوین و مدرن خبری نبود. منافع تجاری روابط شیخ‌خزعل را شکل می‌داد آن‌گونه که در پژوهش قیم آمده است: شیخ‌خزعل حکومت مرکزی را کاملا متقاعد کرده‌بود که نبودش مساوی اخلال در تجارت و رکود آن است و همزمان با انگلیسی‌ها تجارت می‌کرد، با روس‌ها مذاکره و با آلمان‌ها مراوده داشت و در پس پرده هم با اقدامات محرمانه کار خود را در تعارض با منافع بقیه پیش می‌برد... و البته هرچند ارتباط عالی او با دولت فخیمه انگلیس زبانزد خاص و عام است اما در این کتاب خاطرنشان شده‌است که انگلیسی‌ها همواره مواظب او بودند تا مانع افزایش قدرتش شوند تا آنجا که هرچند به نیروی مسلحی برای امنیت مناطق نفتی نیاز مبرم داشتند حاضر به تسلیح شیخ‌خزعل نبودند.

اکتشاف نفت در خوزستان یک فرصت طلایی برای تجارت و روابط بیشتر شیخ‌خزعل به‌ویژه با انگلیس بود: شیخ‌خزعل در جریان مذاکرات با انگلیسی‏‌ها به منظور در اختیار قراردادن‏ زمینی برای مخازن نفت و احداث پالایشگاه در جزیره آبادان به دلیل ناامنی و عدم ثبات ناشی از انقلاب مشروطه به انگلیسی‏‌ها خاطرنشان شد که با توجه به ‏عدم قطعیت اوضاع در آینده، لازم است آن‌ها او را در برابر هر حکومتی اعم از مشروطه یا سلطنتی حمایت کنند. در مقابل سرپرسی کاکس پس از مذاکره با سر ادوارد‌گری وزیر امور خارجه در ۱۶ ماه مه ۱۹۰۹ خطاب به شیخ‌خزعل‏ چنین گفت: «هر تغییری در حکومت ایران رخ دهد، دولت انگلیس در برابر هر گونه ‏تجاوز نسبت به حقوقتان - مطابق وعده‌های سال ۱۹۰۲ - از شما حمایت خواهد کرد و این حمایت به وارث و اعقاب شما تسری خواهد یافت.» تصمیم بر احداث پالایشگاه در جزیره«آبادان» که در زمین‏‌های خزعل قرار داشت نیز شأن و اعتبار او را نزد انگلیسی‏‌ها بیشتر کرد، به این ترتیب انگلیسی‏‌ها‌ درصدد برآمدند تا پیوندهای‏ خود را با شیخ خزعل مستحکم‏‌تر کنند.

رویارویی رضاخان و شیخ‌خزعل و سیر این رویارویی از خواندنی‌ترین فصل‌های کتاب است. در این قسمت‌ها هم می‌بینیم که شیخ خزعل چگونه از قدرت منطقه‌ای خود و در خطر بودن منافع نفتی بریتانیا برای بقا سود می‌جوید اما درنهایت این منافع انگلیسی بود که شیخ خزعل را سوار بر کشتی‌اش به رضاخان تسلیم کرد و مرگی سیاه را برایش رقم زد. به این ترتیب حکومت ۲۸ ساله شیخ خزعل که از ژوئن ۱۸۹۷ آغاز شده‏ بود و روز به روز بر قدرت و شوکت آن افزوده می‌شد، در دسامبر ۱۹۲۴ به‏ پایان رسید.

You recently viewed: