Empty

Total: £0.00
Book

Ejtema'at-e Elmi va Daneshgah-e Irani

اجتماعات علمی و دانشگاه ايرانی
Author(s): 
Mohammad Amin Qane'i Rad
Text Language: 
Persian
Edition: 
1
Volume: 
1 vol
Publication Year: 
2018
Total Pages: 
592
Size (cm): 
14.5 X 21.5
Dimensions: 
0 × 0 × 3 cm
Dewey Class: 
378.55
Subject Tags: 
High Education
Social Studies
Education
Research

Available format(s)

Softback
(SKU: BPS606729)
600-8905-76-8
6008905768
978-600-8905-76-9
9786008905769
Price:£29.00

این مجموعه تعدادی از مکتوبات قانعی‌راد و همچنین مقالات علمی مستخرج از اجرای چند طرح پژوهشی درباره اجتماعات علمی و تولید دانش در ایران را دربرمی‌گیرد. هر چند مقالات مزبور پیش از این در مجلات علمی به چاپ رسیده‌اند ولی فراهم آوردن این مکتوبات و مقالات در کنار همدیگر می‌تواند دسترسی اساتید، پژوهشگران و دانشجویان مطالعات اجتماعی علم و دانشگاه به برنامه پژوهشی مطالعه درباره اجتماعات علمی در ایران به‌عنوان یک نیاز ضروری برای تکوین و توسعه علمی را تسهیل کند.

اين مجموعه تعدادی از مقالات نظری و مطالعات تجربی درباره مناسبات و تعاملات در اجتماعات علمی را دربرمی‌گیرد. کتاب با یک پیش‌گفتار آغاز می‌شود که محتوای مقالات این اثر را معرفی می‌کند. پس از آن چهار مقاله نظری و هفت مقاله تجربی (پیمایشی) عرضه می‌شود. اولین بخش نظری با استفاده از محتوای دو کتاب پیشین نویسنده در باره اجتماعات علمی(قانعی‌راد، ۱۳۸۵؛ قانعی‌راد و خسروخاور، ۱۳۹۰) تدوین شده است. دو مقاله نظری بعدی ترجمه دو مقاله از پیتر وینگارت و ریچارد وایتلی است. مقاله چهارم نیز به معرفی کتاب اجتماع علمی وارن هاگستروم می‌پردازد.

در بخشی از دیباچه‌ای که ناشر بر این مجموعه کتاب‌ها نوشته می‌خوانیم: «مطالعه آموزش عالی در ایران نه‌تنها برای فهم این نهاد و سیاست‌گذاری‌های متناسب برای آن ضروری است، بلکه علم و دانشگاه مقولات کلیدی برای فهم تاریخ معاصر ایران نیز هستند. تجربه ایرانی از دانشگاه و علم در جهان جدید، یکی از موضوعات مناقشه‌­برانگیز در فهم ایران مدرن است. مواجهه‌­های اولیه ایرانیان با علم مدرن و نهادهای آموزش عالی در بطن خود بیانگر پیچیدگی‌­ای است که نمی‌­توان آن را به یک الگو و رویکرد مشخص فروکاست؛ اینکه چه کسانی و با چه درکی از علم و نهاد دانشگاه و در چه شرایطی آموزش عالی مدرن را در ایران تأسیس کردند و در عمل چه نسبتی بین این نهاد جدید با سنت‌های قبلی آموزشی و علمی در ایران برقرار شد،‌ و همچنین، نهاد آموزش عالی چه رابطه متقابلی با جامعه ایرانی پیدا کرده، بسته به دوره‌­های مختلف تاریخ معاصر ایران و همچنین گفتمان­‌های سیاسی و فرهنگی غالب، متغیر بوده است. ازاین‌رو بازخوانی این سیر تاریخی پیچیده به‌همراه شرایط کنونی آن، یکی از راه­های فهم عمیق از تجربه ایرانی از دانشگاه و علم است. این هدف حاصل نخواهد شد مگر به کمک فضایی گفت‌وگویی و میان‌رشته‌ای در پاسخ به پرسش از ابعاد و پیامدهای دانشگاه ایرانی.

در همین راستا، هرچند در دهه­‌های اخیر بازاندیشی انتقادی درباب تجربه ایرانی علم و دانشگاه گسترش بیشتری یافته است ولی ایده­‌هایی از قبیل پایان دانشگاه ایرانی، فروپاشی دانشگاه ایرانی و حتی توصیف علم به‌مثابه سوءتفاهم در ایران، توسط محققان و صاحب­نظران بیانگر دیدگاه­‌های مختلف در تحلیل نسبت ما و  علم  و دانشگاه است. با وجود برخی دیدگاه‌های ناامیدکننده، باید پذیرفت که طرح این اندیشه‌­ها، فی‌نفسه، بیانگر حداقلی از امکان اندیشیدن درباب تجربه ایرانی از علم و نهادهای آموزش عالی است. به همین سبب ضروری است این تحلیل‌ها و ایده‌‌های مختلف در فضایی مشترک طرح شوند تا بستری برای گفتگوی جمعی و حتی گفتگویی فراگیر و ملی بر سر علم و دانشگاه در ایران فراهم شود؛ تاریخ جدید ایران بدون درک نهاد دانشگاه و پیامدهای فکری و فرهنگی و علمی آن قابل فهم نیست و از سوی دیگر فهم علم و دانشگاه در تجربه ایرانی بدون ملاحظه زمانه و زمینه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن، مقدور نخواهد بود.

در درکی فرایندی از سیر تحول نهاد علم و دانشگاه در ایران و تصور آن به‌مثابه یک پدیده اجتماعی تام در جامعه ایرانی می‌‌توان صداهای مختلف صاحب­نظران را شنید. در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، به عنوان یک نهاد تخصصی مطالعه فرهنگی و اجتماعی علم و آموزش عالی در ایران، این ایده وجود داشته که پژوهشکده به کانونی برای طرح ایده‌­ها و تحلیل‌­های مختلف درباب علم و دانشگاه ایرانی تبدیل شود. بر همین اساس تلاش شد تا در سری کتاب‌های «تأملات صاحب­نظران ایرانی درباب آموزش عالی»، دیدگاه­‌های صاحبنظران علوم انسانی ایران درباب تجربه ایرانی دانشگاه و علم، در قالب مجموعه­‌ای از کتاب‌­ها تدوین و منتشر شود.

این مجموعه­ کتاب‌ها، حاصل ایده‌­های اساتید در قالب مقاله، جستار و گفتگو هستند که تحلیل­‌های آنها درباب وجوه مختلف دانشگاه ایرانی را دربردارد. طرح این ایده‌­ها در فضایی گفتگویی می‌تواند فرصتی برای خلق ایده‌های جدید و همچنین بازاندیشی انتقادی وضع موجود با هدف توسعه و تعالی نظام دانشگاهی ایران برحسب معیارهای علمی و ضرورت­‌های جامعه ایرانی باشد. از این ­رو امیدواریم این مجموعه بتواند در حدامکان با تدوین و انتشار این ایده‌ها و دیدگاه‌ها، فرصتی را برای تأملات انتقادی بیشتر در زمینه آموزش عالی در ایران فراهم کند.»